تبليغاتX
تقصیر دلم نیست تصویر تو زیباست
تقصیر دلم نیست تصویر تو زیباست



السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

سلام بر تو اى امام هشتم، اى فرزند پيامبر و على، اى پاره تن فاطمه اى جگر گوشه حضرت موسى بن جعفر، و اى امامى كه هر لحظه دل هاى ما به شوق ديدار حرم مطهّرت مى تپد، سلام بر تو اى على بن موسى الرضا، و سلام بر پدارن بزرگوارت و فرزندان پاك و معصومت.
 فرارسيدن  سالروز ولادت هشتمين امام معصوم، خورشيد فروزان خراسان، مايه بركت و افتخار كشور ايران، محبوب دلهاى شيعيان، حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام را به همه مسلمانان جهان بالأخصّ شيعيان تبريك مى گوييم.

پنجشنبه هفتم آبان 1388  توسط شهره  |

 

بی وفایی نکن ...

 

 

دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم٬تو ٬پای تا سر تو

زندگی گر هزارباره بود

بار ديگر تو بار ديگر تو

آنچه در من نهفته درياييست

کی توان نهفتنم باشد

با تو زين سهمگين طوفانی

کاش يارای گفتنم باشد

بس که لبريزم از تو می خواهم

چون غباری ز خود فروريزم

زير پای تو سر نهم آرام

به سبک سايه تو آويزم

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پايان راه نا پيداست

من به پايان دگر نينديشم

که همين دوست داشتن زيباست

دلم سوخت بر حال دیوانه ای که می گشت بر دور ویرانه ای

دلی بی قرار وسری پر خروش همی خواند این شعر دیوانه وار

دلا با کسان آشنایی مکن  اگر میکنی بی وفایی مکن

چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388  توسط شهره  |

 

طناب زندگی

سعی کنیم این داستان را تا همیشه به یاد داشته باشیم
داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود

او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي از آنجا كه افتخار اين كار را فقط براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود

او سفرش را زماني آغاز كرد كه هوا رفته رفته رو به تاريكي ميرفت

ولي قهرمان ما به جاي آنكه چادر بزند و شب را زير چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملاٌ تاريك شد

طوریکه به جز تاريكي هيچ چيز ديده نميشد سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نميتوانست چيزي ببيند حتي ماه وستاره ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند

كوهنورد همانطور كه بالا ميرفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، ناگهان پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط كرد

سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامي خاطرات خوب و بد زندگيش را به ياد مي آورد.

داشت فكر ميكرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش حلقه خورده و وسط زمين و هوا مانده است
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط كاملش شده بود. در آن لحظات سنگين سكوت، چاره اي نداشت جز اينكه فرياد بزند:

“کمکم کن خدا”.

ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد:

از من چه ميخواهي؟

 - نجاتم بده.
- واقعاٌ فكر ميكني ميتوانم نجاتت دهم.

- البته تو تنها كسي هستي كه ميتواني مرا نجات دهي.
- پس آن طناب دور كمرت را ببُر
براي يك لحظه سكوت عميقي همه جا را فرا گرفت و مرد تصميم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نكند

روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده يك كوهنورد را پيدا كردند كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود در حاليكه تنها يك متر با زمين فاصله داشت.

و من و شما تا چه حد به طناب زندگي خود چسبيده ايم؟

آيا تا به حال شده كه طناب را رها كرده باشيم؟
خدا همیشه با ماست

پس بیایید از این پس

هيچگاه به پيامهايي كه از جانب خدا برايمان فرستاده ميشود شك نكنيم
هيچگاه نگوييم كه خداوند ما را فراموش كرده يا رهايمان كرده است
هيچگاه تصور نكنيم كه او از ما مراقبت نميكند

و به ياد داشته باشيم

خدا همواره مراقب ماست

شنبه یازدهم مهر 1388  توسط شهره  |

 

خدایا دوست دارم

خدایا

چه لحظه هايی که در زندگی تو را گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی

چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم  نکردی

چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه موفقیت هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی

چه روزهایی که سرم تو لاکم کردم و توی غصه هایی که فکر میکردم تو برای تلافی کارهای بدم برام فرستادی دست و پا زدم ، اما تو همیشه کاری کردی که به صلاح من است

خدایا

وقتی خسته از همه جا و همه کس ناامیدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادی

وقتی از آدم های دور و برم دلم گرفت و دنیا غم هاش رو بهم ارزونی کرد تو به قلبم آرامش دادی

خدایا

تو با حضورت به خنده هام هدف دادی ، به گریه هام دلیل دادی ، به زندگیم ، به نفس کشیدنم رنگ دادی

وقتی قلبم تپید تو همه عظمت و بزرگیت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادی

وقتی دوستام درددلاشون را برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهمیدم که غم و غصه های دیگرون بارش سنگین تر از از غصه های خودمه اون وقت تو وجودم شیرینیه به یاد دیگران بودن رو چشیدم

وقتی بهم بخشیدی و ازم گرفتی فهمیدم این معادله زندگیه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش نه شاد بودن واسه داشته ها

و وقتی به ازای نداشته ها  بهم چیز های دیگه ای دادی اونوقت به بزرگی و مهربونیت بیشتر پی بردم و فهمیدم بیشتر از اون چه که هستی باید مهربون باشی

خدا جونم خیلی دوست دارم خیلی زیاد و به خاطر همه چیز ممنون

خدایا به خاطر سه چیز سپاسگذارم

دادن هایت    ندادن هایت    گرفتن هایت

دادن هایت را نعمت ، ندادن هایت را رحمت ، گرفتن هایت را  حکمت

 

شنبه یازدهم مهر 1388  توسط شهره  |

 

وقتی کسی رو دوست داری

وقتی کسی رو دوست داری حاظری جون فداش کنی

 

حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نیگاش کنی

 

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد  بشه

 

فقط اونی که عشقته عاشقی  رو بلد بشه

 

قید تموم دنیا رو به خاطر اون میزنی

 

خیلی چیزا رو میشکنی تا دل اونو نشکنی

 

حاضری که گذر کنی از دوستای امروز و قدیم

 

اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم

 

حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر

 

اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر

 

حاضری هر جایی بری به  خاطرش گریه کنی

 

بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی

 

حاظری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

 

پشت سرت هرچی میگن هیچی نگی و گوش کنی

 

سه شنبه هفتم مهر 1388  توسط شهره  |

 

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر

خداراشكر كه تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم .

 این یعنی او زنده و سالم در كنار من خوابیده است.


I am thankful for the husband who snores all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me


____________

 

خدا را شكر كه دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاكی است.

این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند.


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street


____________

خدا را شكر كه مالیات می پردازم .

این یعنی شغل و در آمدی دارم و بیكار نیستم.


I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed.


____________

 

خدا را شكر كه لباسهایم كمی برایم تنگ شده اند.

 این یعنی غذای كافی برای خوردن دارم.


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag, because it means I have enough to eat


____________

 

خدا را شكر كه در پایان روز از خستگی از پا می افتم.

این یعنی توان سخت كار كردن را دارم.


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard


____________

 

خدا را شكر كه باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز كنم.

این یعنی من خانه ای دارم.

 

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning, because it means I have a home


____________

 

خدا را شكر كه در جائی دور جای پارك پیدا كردم.

این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.

 

I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation


____________

 

خدا را شكر كه سرو صدای همسایه ها را می شنوم.

 این یعنی من توانائی شنیدن دارم.


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors, because it means that I can hear


____________

 

خدا را شكر كه این همه شستنی و اتو كردنی دارم.

 این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.


I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear


____________

 

خدا را شكر كه هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم.

 این یعنی من هنوز زنده ام.


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive


____________

 

خدا را شكر كه گاهی اوقات بیمار می شوم.

این یعنی بیاد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.


I am thankful for being sick once in a while, because it reminds me that I am healthy most of the time


____________

 

خدا را شكر كه خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می كند.

 این یعنی عزیزانی دارم كه می توانم برایشان هدیه بخرم.


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them


____________

 

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر8.gif25.gif


Thanks God Thanks God Thanks God 8.gif25.gif

سه شنبه هفتم مهر 1388  توسط شهره  |

 

گناهم را ببخش...

اگر گاهی ندانسته به احساس  توخندیدم

ویا از روی خود خواهی فقط خود را پسندیدم

               گناهم را ببخش...گناهم را ببخش

اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی

اگر بد کردم و هرگزبه روی خود نیاوردی

                   گناهم را ببخش... گناهم را ببخش

اگر تو مهربان بودی ومن نامهربان بودم

برای دیگران سبز و برای تو خزان بودم

اگر تو با تحمل مست از خودخواهی ام کردی

اگر من بی سبب گه با خشم بی  امان بودم

             گناهم را ببخش...گناهم را ببخش

اگر زخمی چشیدی گاه گاهی از زبان من

اگر رنجیده خاطر گشتی از لحن بیان من

عدالت را اگرگشتم  به حکم حس خودخواهی

پشیمانی که هستی سالها هم آشیان من

گناهم را ببخش...گناهم را ببخش

یکشنبه پنجم مهر 1388  توسط شهره  |

 

خداجون ! متشکریم

خداجون ! متشکریم که چشم دادی بهمون
واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت
مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگ دوزدن
واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت
آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمیزدی ؟

خداجون ! ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما
تا اونارو رو به هر مترسکی دراز کنیم
خداجون ! مرسی از این دلی که تو سینه مونه
می تونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم
آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست
به ساختنش نمیزدی ؟

یکشنبه پنجم مهر 1388  توسط شهره  |

 

دوستت دارم...

  دوست دارم

اگر جمله ي دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست؛

           اگر جمله ي دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست؛

        اگر جمله ي دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست؛

          اگر جمله ي دوستت دارم پايان همه جدايي هاست؛

        اگر جمله ي دوستت دارم كليد زندان من و توست؛

         پس با تمام وجود فرياد مي زنم..... دوستت دارم.

شنبه چهارم مهر 1388  توسط شهره  |

 

ياعمري انا

 

 
الصورة الرمزية ويـــلان
ياعمري انا
يا عمري أنا فديتك أنا
يا ريتك هنا وياي
حياتي أنا عذاب و هنا
و قربك منى دنياي

يا عمري أنا فديتك أنا
يا ريتك هنا وياي
حياتي أنا عذاب و هنا
و قربك منى دنياي

آه يا عمري يا روحي يا قلبي يا حبي
يا ريتك هنا وياي
أحبك و أحبك و أحبك
و قربك منى دنياي

تدلل حبيبي و تآمر أمر
أعيش بصحاري و أروح القمر
تدلل حبيبي و تآمر أمر
أعيش بصحاري و أروح إتروح حبيبي أروح إتروح يا ذيب أروح القمر
أنا أروح أنا أروح
رضاك انت غالي
رضا الناس تالي
شريتك انا بالكون
رضاك انت غالي
رضا الناس تالي
شريتك انا بالكون

الصورة الرمزية BeAuTy

پنجشنبه دوم مهر 1388  توسط شهره  |

 

خیلی دوست دارم?s؟

به نام خالق عشق

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.

برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.

شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.


در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند...
یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.

ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد...

همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت.

بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

ببر رفت و زن زنده ماند...


داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریادمی زد؟


بچه ها حدسزدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!


پسرجواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسمبودی.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود...

قطره هایاشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند.

 

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد واورا نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیانعشقخودبهمادرم و من بود...

گل

چهارشنبه یکم مهر 1388  توسط شهره  |

 

دلتنگی

خیلی سخت است وقتی همه کنارت باشند و باز احساس

تنهایی کنی.

وقتی لبخند می زنی و توی دل گریانی .

وقتی تو خبر داری و هیچ کس نمی داند .

وقتی به زبان دیگران حرف می زنی ولی کسی نمی فهمد .

 وقتی فریاد می زنی و کسی صدایت را نمی شنود .

 وقتی تمام درها به رویت بسته است...

آن گاه دستهایت را به سوی آسمان بلند می کنی و از اعماق

قلب تنها و عاشق و گریانت بانگ برمی آوری که:

« ای خدای بزرگ دوستت دارم!» و حس می کنی که دیگر تنها نخواهی

ماند.

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388  توسط شهره  |

 

آنجا که راه نيست خدا راه مي گشايد!

روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنيد. روزنامه نگارخلاقي از کنار او مي گذشت، نگاهي به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت آن را برگرداند و اعلان ديگري روي آن نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و آنجا را ترک کرد.عصر آنروز، روز نامه نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صداي قدم هاي او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که آن تابلو را نوشته، بگويد که بر روي آن چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد: چيز خاص و مهمي نبود، من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده مي شد:

امروز بهار است، ولي من نمي توانم آنرا ببينم !!!!
 

التماس دعا

عشق یعنی اشک توبه در قنوت

خواندنش با نام غفارالذنوب

عشق یعنی چشمها هم در رکوع

شرمگین از نام ستارالعیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود

ذکر یا رب یا رب از عمق وجود

 

شنبه بیست و یکم شهریور 1388  توسط شهره  |

 

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

 

فرا رسیدن ایام شهادت اسطوره عدالت.مظهر شجاعت ومعدن محبت و فتوت امیر المومنین امام علی بن ابیطالب (علیه سلام ) را به همه ی مسلمانان جهان به خصوص شما دوستان گرامی تسلیت عرض می نمایم.

 

درد مولا ضربه شمشیر نیست

زهر جهل است و دوایش شیر نیست

کوفه از اندوه و ماتم تیره نیست

کودکی .پیری .یتیمی سیر نیست

از عشق هميشه مست مستم ***من حيدريم قلندر هستم***مرغ دل من باز شبونه***در لحظه ي پرواز مي خونه


داريم ز هر چه غير رويت اکراه

هر راه به جز ره تو باشد بيراه

زان روز که خلقت جهان کامل شد

گشتيم همه فقط تو را خاطر خواه

خورشيد خجالت زده رويت شد

فرداي تولد تو کامل شد ماه

من در پي ناله هاي تو مي گردم

اين باديه وسيع را چاه به چاه

ما با تو نداريم ز دشمن باکي

لا حول و لا قوة الا بالله

سر بر در خانه تو بگذاشته ام

تا پا بگذاري سر چشمم اي شاه

ما شيعه شديم از همان روزي که

فرمود پيمبر:...فعلي مولاه...

چيزي ز وجودمان نماند بر جاي

گر يک سر سوزن از تو گرديم اگاه

اقا تو کجا و ما کجا؟! استغفار!

گر شعر سروده ام برايت گه گاه

تا باب بهشت را به ما بگشايند

بر ما ز سر لطف بيانداز نگاه

هر کس به کسي نازد و ما هم به شما

هر کس برود به راهي و ما اين راه

ما را بطلب به زير ايوان نجف

ما را به حريم خلوت خويش بخواه

از اول عمر مونسم بودي تو

تا اخر عمر هم تو انشاء الله...

ديوان قضا خطي ز ديوان علي است

سکان قدر ، در يد فرمان علي است

طبع من و مدح مرتضي ، شرمم باد

انجا که خداي من ثنا خوان علي است

تا حب علي بود مرا در رگ و پوست

رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست

جز نام علي لب به سخن وا نکنم

از کوزه همان برون تراود که در اوست

چون گاه ولادت ولي حق شد

در خانه حق ، علي به حق ملحق شد

گر مظهر حق ذات علي نيست چرا

از نام خدا نام علي مشتق شد؟

در برج ولا مهر جهانتاب علي است

در شهر علوم سرمدي ، باب علي است

از اول خلقت جهان تا محشر

مظلوم ترين شهيد محراب ، علي است

انجا که علي واسطه ي فيض خداست

برغير علي هر که کند تکيه خطاست

با مدعيان کور باطن گوئـيـد

انجا که خدا هست و علي نيست کجاست؟

جمعه بیستم شهریور 1388  توسط شهره  |

 

فديتك أنا ,, ياعمري أنا ,, وقلبي وحسي معاك ?؟

فــــــــــــــــــــــــــــــدیتک انا حبیبـــــــــــــــــــــــــــــی

فــــــــــــــــــــــــــــــدیتک انا حبیبـــــــــــــــــــــــــــــی

 

 

قلبي أسيرك يا S .

قلبي أسيرك يا S .


 

دخلت النت مدري من الوله ولا على شانك
دخلته والمشاعر كلها توصف لك احزاني

دخلته يا بعد عمري دخلته جيت لعيانك
دخلته شاعرن ضايع وجاء من غربته عاني

 

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388  توسط شهره  |

 

 



وداع
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید حال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند باد وصال
ناله می لرزد
می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب ‚ خوینن دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل


elaheye_mashreghi91@yahoo.com

 

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بی وفایی نکن ...
طناب زندگی
خدایا دوست دارم
وقتی کسی رو دوست داری
خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر
گناهم را ببخش...
خداجون ! متشکریم
دوستت دارم...
ياعمري انا

 

هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385

 

 

فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
ღ♥ღعشق حقیقیღ♥ღ
ღ♥ღفال و طالع بینیღ♥ღ
ღ♥ღاتاق خاموشღ♥ღ
ღ♥ღدل نوشته های کاغذیღ♥ღ
ღ.•*♥*•.ღ عشق ღ.•*♥*•.ღ
ღ♥ღباران تابستانیღ♥ღ
ღ♥ღعشق گمشدهღ♥ღ
ღ♥ღهمه جورهღ♥ღ
ღ♥ღloverloseღ♥ღ
ღ♥ღ دوستت داشتم شیدا ღ♥ღ
ღ♥ღدل نوشته های یک شیخ ღ♥ღ
ღ♥ღرقص شیطانღ♥ღ
ღ♥ღو اما عشقღ♥ღ
ღ♥ღمستانه و دیوانه ღ♥ღ
ღ♥ღنخل های...عاشقانهღ♥ღ
ღ♥ღعشق مردهღ♥ღ
ღ♥ღهنوزم تو شبهات اگه ماه و داری ....من اون ماه و دادم به تو یادگاریღ♥ღ
ღ♥ღبرید ببینید حالشو ببرید واقعا زیباستღ♥ღ
ღ♥ღسیمرغღ♥ღ
ღ♥ღعشق سه تارღ♥ღ
ღ♥ღفاصله یک نفس ღ♥ღ
ღ♥ღبه هم نخنديم با هم بخنديم ღ♥ღ
ღ♥ღبه خودتان باز می گرددღ♥ღ
ღ♥ღthank youღ♥ღ
ღ♥ღبزرگترین گالری عکس انواع لباسღ♥ღ
ღ♥ღدخمل هاღ♥ღ
ღ♥ღ *๑๑*•.¸¸.•**نفس بریده** •.¸¸.•*๑๑*ღ♥ღ
ღ♥ღارا ღ♥ღ
ღ♥ღهمه چي اينجا پيدا ميشهღ♥ღ
ღ♥ღدلباختهღ♥ღ
ღ♥ღچرا زندگی...ღ♥ღ
ღ♥ღشعر و دکلمهღ♥ღ
ღ♥ღجایی برای با هم بودنღ♥ღ
ღ♥ღاعتراف تلخღ♥ღ
ღ♥ღپروژه های رایگان تحت وب و ویندوز و شبکه برای دانشجویانღ♥ღ
ღ♥ღok2okღ♥ღ
قالب وبلاگ

 

 

RSS 2.0
setare baran JavaScript Codes ....* titr motaharek JavaScript Codes ....* google
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
....* peighame voroodo khorooj

JavaScript Codes ....* google


Javascripts


....* rastclick karesh tamoome ....* yaronline

....* ahang

کد آهنگ

....* cloob ....*

Designed By ParsTheme


....................